42 آنچه پيامبر اسلام (ص) آورده، دست برداشته است. اگر هم بپذيريم دعايى را كه امامصادق عليه السلام مىخواند، از يكى از كتابهاى آسمانى گرفته و براى ديگران نقل كرده است، خللى بر ادعاى ما وارد نمىشود؛ زيرا اشكالى ندارد كه امام، مطالبى در زمينۀ دعا و مانند آن را از كتابهاى پيامبران گذشته كه دست تحريف به آنها نرسيده، براى ما بازگو كند. اين كار بسيار شايستهتر از نقل سخن يهود و نصاراست كه علماى اهلسنت آن را جايز شمردهاند.
روايتى را بخارى و ترمذى و احمد بن حنبل - كه لفظ روايت از اينهاست - و ابوداوود و عدهاى ديگر، از عبدالله بن عمر نقل مىكنند كه پيامبر (ص) فرمود:
از من تبليغ كنيد هرچند به يك آيه باشد و از بنىاسرائيل هرچه نقل كنيد باكى نيست و هركسى از روى قصد و عمد بر من دروغ ببندد، جايگاه او پر از آتش شود. 1
ابن حجر عسقلانى در توضيح اين حديث مىگويد:
در نقل حديث از آنها هيچ مشكلى نيست؛ زيرا پيامبر[ (ص) ] در ابتدا، بررسى و مطالعۀ كتابهاى بنىاسرائيل و نقل حديث از آنها را نهى كرده بود و اين نهى، قبل از استقرار احكام اسلامى و قواعد دينى واقع شده بود تا مبادا فتنهاى رخ دهد. با از بينرفتن احتمال خطر، گشايش حاصل شد و پيامبر[ (ص) ] نقل اخبار از آنها و مطالعۀ كتابهاى ايشان را اجازه دادند؛ چون در شنيدن اخبارى كه در زمان آنها رخ داده، عبرتهايى وجود دارد. شافعى مىگويد: «روشن است كه پيامبر[ (ص) ] دروغگويى در نقل حديث را اجازه نداده است؛ لذا معناى