238 ضد مالك سخن گفته و چيزهايى از مذهب او را مسخره كردهاند؛ غير از اينها نيز هستند كسانى كه به ضرر او سخن گفتهاند... و شافعى و بعضى از اصحاب ابوحنيفه، بهخاطر بعضى از نظريات و از روى حسادت به جايگاه امامتِ او (در ميان اهل سنّت)، كينۀ او را به دل گرفتند و گروهى مالك را بهخاطر انكار مسئله «مسح بر كفش در حضر و سفر» و سخنانش درباره على[ عليه السلام ] و عثمان، سرزنش كردند و بهخاطر آن، وى را به چيزى نسبت دادند كه بيان آن خوب نيست. 1
ابن عبدالبّر در همان كتاب مىنويسد:
چيزى كه باعث سرزنش و انتقام بر ابنمعين شد، سخن او دربارۀ شافعى بود كه گفت: «او ثقه (و مورد اعتماد) نيست». و مىنويسد: «خبر صحيحى داريم كه مىنويسد ابنمعين ضد شافعى حرف مىزد».
موارد ديگرى نيز وجود دارد كه بيان آنها به طول مىانجامد و هركه خواهان بررسى بيشتر است، به كتاب «جامع بيان العلم و فضله» نوشتۀ ابن عبدالبرّ مراجعه كند 2 كه موارد زيادى بيان كرده است.
پس از بيان همۀ اين مطالب، از جزايرى مىپرسيم: در كدام ميدان از اين ميدانها مىتوان به شناختِ ايمان صحيح و عمل صالح دست يافت؟! دلايل صحيح و محكم (كتاب و سنّت متواتر)، ما را فقط به پيروى از مذهب اهل بيت عليهم السلام فرا مىخواند و خدا و پيغمبرش (ص) ما را به پيروى از مذهب اهل سنّت و عمل به آن وادار نكردهاند. شاعر در اينباره چه نيك سروده است:
گفت شريف فاطمى احمد: آغاز مىكنم به نام خدا و سپس احمد. درود