233 وجود ندارد كه شورا را از دستورات و قواعد اسلام بدانند. اگر شورا جزء دين بود، مىبايست احكام و حدود آن مشخص و بيان مىشد؛ زيرا از پايههاى مهم اين امر، آن است كه چه كسانى بايد در شورا داخل، و چه كسانى نبايد داخل شوند. با اين وصف، علماى اهل سنّت كه در همين مسئله نيز اختلاف كرده و ديدگاههاى زيادى در اينباره ارائه كردهاند 1، در احكام ديگر چگونه هستند؟!
اين مطلب دليل روشنى است بر اينكه راهكار شورا براى تعيين خليفه، ساخته و پرداختۀ خود آنهاست؛ به همينجهت قرطبى مىنويسد: «همانا عمر، خلافت -بزرگترين نعمت الهى - را شورايى قرار داد». 2
اما دليل لازمبودن عصمت براى امام اين است كه غيرمعصوم با ارتكاب گناهان به خود ظلم مىكند؛ زيرا هركس كه گناه و معصيتى انجام دهد، حداقل به خودش ظلم كرده است؛ در نتيجه شايستگى مقام والاى امامت را ندارد. علّت اين امر نيز فرمودۀ خداى عزّوجلّ است كه مىفرمايد: قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ . 3
دليل ديگر بر لزوم معصومبودن امام آن است كه اطمينان بهدرستى سخن غير معصوم حاصل نمىشود و در انجامدادن دستورات او ايجاد ترديد مىشود؛ زيرا احتمال خطا، فراموشى، غفلت، جهل و دروغگويى در او وجود دارد. ازاينرو امر به اطاعت كه در آيۀ يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ