219اين همان معناى ولايتى است كه شيعه به آن اعتقاد دارد و از آن معناى ديگرى قصد نمىكند.
***
جزايرى مىگويد: و با بدعتگذارى «امامت»، توطئهها ضد خلافت مسلمين شكل گرفت و جنگهاى خانمانسوز ميان مسلمانان رخ داد، [و در اين راه] خونها ريخته و شهرها ويران و اسلام تكهتكه شده، پايههاى آن سست گشت. دشمنان مسلمانِ اسلام، مانند دشمنان غيرمسلمان و كافران به اسلاماند.
پاسخ به جزايرى: امامت و خلافت يك چيز است. ازاينرو تعبير «اولىالامر» گاه با لفظ «ائمه» مىآيد، چنانكه در حديث «ائمه از قريش هستند» آمده است، و گاه با لفظ «خلفا»؛ مانند اين سخن رسول خدا (ص) كه فرمود: «پيوسته اين دين به وسيلۀ دوازده خليفه شكستناپذير و بلندمرتبه است... همۀ آنها از قريشاند». بنابراين چگونه ممكن است كه امامت بدعت باشد، ولى خلافت بدعت نباشد؟! و نيز چگونه مىتوان با امامت، ضد خلافت توطئه كرد؟!
همچنين با بررسى حوادث عصر نخستينِ اسلام تا امروز، هيچ اثرى از چنين توطئههايى كه شيعه ضد خلافت مسلمانان كرده باشد يا جنگهاى خانمانسوزى كه شيعه آنها را بين مسلمانان به راه انداخته باشد، نمىيابيم.
اما علت تكهتكهشدن و سستشدن پايههاى اسلام، دورى مسلمانان از عمل به شعائر و آموزههاى مهم اسلامى است كه در رأس اين امور، پيروى از اهل بيت عليهم السلام و مقدم داشتن آنها و چنگزدن به ريسمان آنهاست. وقتى كه مردم، اهلبيت عليهم السلام را رها كردند و به سراغ غير آنها رفتند و سبب شدند كه خلافت بزرگ الهى در دست آزادشدگان (طلقاء) و فرزندان آنها، دست به دست شود و امور مسلمانان به دست هر طمعكار زورگو و حيلهگرى بيفتد، نبايد انتظارى بهتر از اوضاع كنونى براى جهان اسلام داشت.