193
تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطٰانُ سَوَّلَ لَهُمْ 1 و مىفرمايد: وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلىٰ أَدْبٰارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِينَ . 2
با توجه به اينكه در حديثى كه جزايرى با آن استدلال نموده، واژۀ «ارتداد» مقيد به «عن الدين» يا «الأدبار» يا «الأعقاب» نشده است، معناى حديث اين مىشود كه مردم پس از رسول خدا (ص) ، از التزام و بيعتى كه در زمان حيات رسول خدا (ص) با ايشان داشتند، به اينكه حضرت على عليه السلام ، اميرمؤمنان باشد، برگشته و با ديگرى بيعت كردند.
ابن اثير نيز واژۀ «ارتداد» را كه در احاديث «حوض» آمده، به همين معنا تفسير كرده و مىنويسد:
در حديث قيامت و حوض، گفته مىشود: «إنّهم لميزالوا مرتدّين على أدبارهم القهقرى» 3؛ يعنى برخى از واجبات را پشت سرخود باقىگذاشتهاند و مقصود، ارتداد كفرآميز نيست. به همين جهت، آن را به «أدبارهم» مقيد كرده است؛ زيرا هيچيك از صحابه پس از پيامبر (ص) مرتدّ نشدند، تنها گروهى از درشتخويان اعراب مرتد شدند. 4
اگر اين مطلب درست باشد، دو حديث از جهت معنا مطابق هم مىشوند و مقصود از ارتداد مردم پس از رسول خدا (ص) اين مىشود كه آنها از مهمترين واجبات دينى آن روز خود برگشتند؛ يعنى بيعت با حضرت على عليه السلام و پذيرش ايشان بهعنوان اميرالمؤمنين و جانشين رسول خدا (ص) را زير پا گذاشتند. دليل اين معنا نيز روايتى است كه كلينى (ره) در روضۀ كافى از ابىجعفر عليه السلام آورده كه مىفرمايد: