166 جماعةبنسعد خثعمى يا جعفى است كه او نيز ضعيف و خطّابى مذهب است و به همراه ابوالخطاب كه امام صادق عليه السلام او را لعنت كرد، قيام كرد و با او كشته شد. ابن غضائرى، ابن داوود 1، علامه حلّى، 2 مامقانى، 3 خوئى 4 و ديگران 5 او را تضعيف كردهاند.
پس بايد گفت اين روايت بر اثبات اين حقيقت (ششم) كه ائمه اطهار عليهم السلام در عصمت و وحى و اطاعت و مانند آن بهمنزلۀ رسول خدا (ص) هستند - دلالت نمىكند.
***
جزايرى مىنويسد: منطوق اين روايت دلالت مىكند كه خداوند اطاعت ائمۀ شيعه را بهطور مطلق بر مردم واجب كرده است؛ چنانكه اطاعت رسول خدا (ص) را واجب كرده است و اينكه به آنها وحى مىشود و اخبار آسمان را صبحگاهان و شامگاهان دريافت مىكنند. به اين ترتيب آنها در زمره پيامبران يا مانند پيامبران، بهطور مساوى هستند.
پاسخ به جزايرى: اگر از ضعف سند هم چشم بپوشيم، روايت بر آنچه جزايرى مىگويد، دلالت ندارد و فقط بيانگر آن است كه اگر خداوند اطاعت كسى را (چه پيامبر و چه امام) بر بندگانش واجب كند، خبر آسمان را از او پوشيده نمىدارد. اما مسائلى مانند اينكه اطاعت ائمه اطهار عليهم السلام بهطور مطلق واجب است يا مقيد، به آنها وحى مىشود يا الهام، علوم خود را از يكديگر مىگيرند يا از غير خود، معصوم هستند يا جايزالخطا، از اين روايت فهميده نمىشود و روايت هم درصدد بيان اين مطالب نيست.