156 تاوان آنها در برابر خشم و عذاب پروردگار گردد. شيعه نيز به حكم اين حقيقت معتقد است به اينكه پروردگار به موسى كاظم عليه السلام ميان كشتهشدن خودش يا نابودگشتن شيعيانش اختيار داده است و او به كشتهشدن خود راضى شد و غرامت و تاوان شيعه را در برابر خشم و عذاب پروردگار پرداخت نمود. بنابراين عقيدۀ شيعيان و مسيحيان يكى است و مسيحيان، به فرمودۀ صريح خداى عزّوجلّ، كافرند؛ آيا شيعيان نيز كفر پس از ايمان را قبول مىكنند؟
قد هيّؤوكَ لأمرٍ لو فطنتَ له فاربأ بنفسكَ أن ترعَى مع الهمَلِ 1
پاسخ به جزايرى: پيشتر گفتيم، حديث ضعيفى كه جزايرى حقيقت پنجم را براساس آن بنا كرده است، بر آنچه او مىگويد، دلالت نمىكند. بلكه مفهوم حديث اين است كه امام عليه السلام با تقديم جان خويش، شيعيان را در برابر هارونالرشيد حفظ نمود؛ نه اينكه كشتهشدن امام عليه السلام كفارۀ گناهان شيعه و تاوان خشم و عذاب پروردگار باشد.
دليل خشم خدا نيز شايد بهسبب ترك تقيه باشد؛ زيرا ايشان نام امام را آشكارا بازگو مىكردند و با اين كار، هويت امام براى حكومت طاغوت هويدا مىشد و شايد هم براى اين بوده كه آنها اطاعت و فرمانبردارى از امام عليه السلام را ترك كردند و كارهايى كردند كه سبب خشم هارونالرشيد شد. وقتى امام عليه السلام اوضاع را چنين ديد - كه اگر به دنبال نجات خود باشد، هارون الرشيد در پى شيعيان برخواهد آمد و آنها را به هلاكت مىرساند يا امام را يافته، دستگير مىكند - تصميم گرفت كه خود را به هارون نشان دهد تا با اين كار، شيعه را حفظ كند. بنابراين امام عليه السلام در اين حديث، از ماجرايى خبر مىدهد كه باعث حفظ جان و خون شيعيان گرديده است. درحالىكه نتيجه كارهاى