125اما اگر منظور جزايرى از اين حديث - كه كتاب جامعه به املاى رسولخداست (ص) - دروغبستن بر رسول خدا (ص) است، بايد گفت اين مطلبى است كه با جزم و يقين نمىتوان گفت واقع نشده. ازاينرو، انكار آن درست نيست. روايات قبلى نيز دلالت مىكند بر اينكه پيامبر (ص) با حضرت على عليه السلام بسيار خلوت مىكرد و آنچه را مىخواست با او در ميان مىگذاشت و همواره حضرت على عليه السلام از پيامبر (ص) سؤال مىكرد و حضرت (ص) جواب مىداد. بلكه گاهى خود حضرت (ص) سخن مىگشود و مطالبى را به حضرت على عليه السلام تعليم مىفرمود و ايشان عليه السلام هم بعضى از اين احاديث را مىنوشت.
بنابراين، هيچ بعيد و عجيب نيست كه پيامبر (ص) صحيفۀ جامعه را كه بيانكنندۀ حلال و حرام است، بر حضرت على عليه السلام املا كرده باشد؛ بهخصوص كه بعضى از احاديث صحيح مىگويند: پيامبر (ص) خواست براى امّت نوشتهاى بنگارد ولى [گروهى] مانع نوشتن آن شدند. در اينباره، روايتى را بخارى - كه لفظ روايت از اوست - مسلم، احمد، ابن حبان و عدهاى ديگر، از ابن عباس نقل كردهاند كه مىگويد:
آنگاه كه زمان رحلت رسول خدا[ (ص) ] فرا رسيد، در خانۀ ايشان مردانى بودند كه عمر بن خطاب نيز در ميان آنها بود. پيامبر[ (ص) ] فرمود: «بياييد تا برايتان چيزى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد». عمر گفت: «همانا درد بر پيامبر[ (ص) ] غلبه كرده، حال آنكه قرآن نزد شماست؛ ما را كتاب خدا كفايت مىكند». دعوا و اختلاف بين اهل خانه بالا گرفت؛ عدهاى از آنها گفتند: «بياوريد [قلم و كاغذ]، تا پيامبر[ (ص) ] بنويسد براى شما چيزى را كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد».
برخى ديگر سخن عمر را مىگفتند و چون در محضر پيامبر[ (ص) ] بسيار سر و صدا كردند، رسول خدا[ (ص) ] فرمود: «بلند شويد (و برويد)». عبيدالله مىگويد: «همواره ابن عباس مىگفت: مصيبت و تمام مصيبت، آن هنگامى