91 اينجاست كه [چه كسى] به ابوبكر و عمر فرصت و ميدان داد و آنها را در پستهاى حساس، تا آخرين لحظه ابقا كرد؟! چرا آنها در موقعيتى قرارداده شدند كه پس از وفات پيامبر، جانشين رسمى ايشان را آنقدر بىقدرت يافتند كه در گردنش طناب انداخته و اينسو و آنسو كشيدند و زنش را زخمىكردند و آب از آب تكان نخورد؟! شيعه جواب دهد كه مسبب اصلى [چه كسى] بود؟
ابتدا بايد يادآور شويم كه عقيده اهل تسنن موجب اتهام است؛ زيرا آنها معتقدند پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) در حالى از دنيا رفت كه جانشينى براى خود معرفى نكرد و جامعه را به حال خود رها كرد. از طرفى آنها ابوبكر را مىستايند كه عمر را به جانشينى انتخاب كرد؛ يعنى ابوبكر را داناتر و دورانديشتر از رسولخدا(صلى الله عليه و آله) معرفى مىكنند. اما براى دانستن عقيده شيعيان بايد ديد چه چيزى عامل اين همه ظلم به حضرت على(عليه السلام) شده است. آيا شيعه معتقد است كه رسولخدا(صلى الله عليه و آله) فقط در دو ماه آخر به فكر انتخاب جانشين افتاده است؟!
در واقع بعد از رسالت پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله)، حضرت على(عليه السلام) نخستين مردِ مسلمانى بود كه به پيامبرخدا(صلى الله عليه و آله) ايمان آورد و پشت سر ايشان نماز خواند. همچنين در واقعه «يوم الدار»، در سال سوم بعثت، رسولخدا(صلى الله عليه و آله) مكلف به اعلام رسالت ميان نزديكان شد كه آن روز، مولاى موحدان، اميرمؤمنان، على(عليه السلام)، تنها تصديقكننده پيامبر در آن جمع بود و پيامبر نيز ايشان را براى جانشينى خويش معرفى كرد. از آن زمان به بعد پيامبرخدا(صلى الله عليه و آله) به هر مناسبتى و در هر مكان و زمانى، به امر خدا، درباره فضايل و مقامات اميرمؤمنان(عليه السلام) صحبت مىكرد. نمونهاى از اين فضايل