90به معناى صحيحش بهكار رود، بايد هر انسان عاقلى مصلحتگرا باشد؛ چه رسد به پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) كه برترين انبياى الهى است.
ثانياً: رسولخدا(صلى الله عليه و آله) درباره جانشينى حضرت على(عليه السلام) نيز سازش نكرد. ايشان بارها بر خلاف ميل بسيارى افراد، مسئله امامت و جانشينى حضرت على(عليه السلام)، و فضايل ايشان را بيان كرد. در روز غدير هم خداوند متعال به سازش نكردن پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) امر كرد و فرمود كه نترس و آنچه را نزد توست،در زمينه امامت و جانشينى اميرمؤمنان، به مردم ابلاغ كن كه من تو را از شر مردم حفظ خواهم كرد 1؛ يعنى از مخالفان نگران نباش و نترس؛ زيرا خداوند تو را از گزند آنان حفظ خواهد كرد.
انتقال به بدترين يا بهترين روش؟
آيا انتقال قدرت از پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) به حضرت على(عليه السلام)، طبق عقيده شيعه، بهترين روش بوده است يا بدترين روش؟! شبههكننده معتقد است:
در افسانههايى كه شيعه ساخته، پيامبراكرم به صورت غيرمسقيم متهم مىشوند كه بدترين راه را براى انتقال قدرت انتخاب كردهاند؛ زيرا آنها مىگويند كه ايشان تمام عمر چيزى نفرمودند و منتظر دو ماه آخر عمر خود شدند؛ يعنى وقتى كه فرصت كم بود، مسئله را به صورت يك جمله دوپهلو عنوان كردند.
پس اگر داستان ريسمانانداختن به گردن حضرت على و شكستهشدن پهلوى حضرت فاطمه حقيقت داشته باشد، يك عامل همانا همين بال و پَرگرفتن و ميدانيافتن ابوبكر و عمر در زمان رسولالله است. سؤال