114زيرا آنها به اميرمؤمنان(عليه السلام) محتاج بودند؛ همچنانكه در كتب اهلسنت نيز به آن اشاره شده است. خليفه دوم در اينباره گفته است: «لو لا على لهلك عمر» 1؛ «اگر على نبود، عمر هلاك مىشد». در واقع آنان براى حفظ حكومت در تمامى امور قضايى 2، نظامى 3، علمى و اعتقادى به حضرت على(عليه السلام) نياز داشتند. اما اينكه خود امام براى مشورت و يارى خلفا پيشقدم شود، ما مورد صحيحى سراغ نداريم. البته حضرت در موارد فراوانى، افراد بىگناهى را كه از امام استغاثه كردهاند، يارى كرده است. اگر به نظر برخى، چنين امورى را نيز از مصاديق مشورت بدانيم، به يقين امام از اين مشاورهها داشتهاند.
براى اثبات اين ادعا كافى است تعداد مراجعههاى خلفا به اميرمؤمنان(عليه السلام) را در تاريخ بررسى كنيم: خليفه اول در دو سال و سه ماه دوران خلافت خود، چهارده بار به حضرت على(عليه السلام) مراجعه كرد. 4 خليفه دوم در ده سال و پنج ماه خلافت خود 85 بار به حضرت على(عليه السلام) مراجعه كرد 5 و خليفه سوم در دوازده سال خلافت خود، هشت بار به حضرت على(عليه السلام) مراجعه كرد. 6
البته افزون بر اين، خلفا از فرموده پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) آگاه بودند كه اميرمؤمنان را در نبود ياور، به صبورى توصيه كرده بود؛ به همين علت