71
نيازى به برهان عقلى داشته باشد، همانند مقلدى كه تقليد او مستند به برهانى نيست، بلكه چون مرجع تقليد را مخبر صادق مىداند، از او تبعيت مىكند. مرتبه بعد، علم يقينى جازم مطابق با واقع است كه مستند به برهان مىباشد. قرب سالك در اين مرحله قوىتر و بالاتر از مرحله اول است؛ مانند ايمان اهل نظر. مرتبه سوم، علم شهودى اشراقى مطابق با واقع است كه از آن به كشف صحيح و عيناليقين تعبير مىشود. اين مرتبه از دو مرتبه سابق قوىتر است؛ مانند ايمان اهل سير و سلوك و اصحاب كشف.
مرتبه چهارم نيز علم شهودى اشراقى است، لكن در اين مرتبه شاهد عين مشهود و همچنين مشهود عين شاهد است و از آن به حقاليقين ايمان تعبير مىشود. ممكن است انسان مؤمن در بعضى از عقايد، علم او علماليقين و در بعضى از آن، عيناليقين و در برخى ديگر، حقاليقين باشد و اين مرحله اخير، قوىتر از مراتب سابق مىباشد. با اين وجود، همه آنها در مراتب مختلف، اولياى خدا محسوب مىشوند و خدا نيز ولى آنها و تفاوت درجات آنها برحسب درجات ايمان آنها مىباشد كه از شرك خفى در امان نيستند و اما ولايت خاصه اختصاص به اصحاب قلوب و اهل الله دارد كه فانى در خداى متعال و باقى به بقاى او و صاحب قرب فرايض هستند كه خداى متعال در قرآن به آن اشارت فرمود:
ألا إِنَّ أَوْلِياءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
(يونس: 62) و در حديث قدسى آمده است: «اوليايى تحت قبايى» 1 و اين ولايت اختصاص به بندگان كامل خدا دارد كه از جلباب بشرى بيرون