130
خواه بين نور از چراغ آخرين
خواه بين نورش ز شمع غابرين 1
براى مثال، هرگاه چراغى از نور شمع شعله گرفت، هركس آن چراغ را ببيند، به يقين آن شمع را هم خواهد ديد و به همين ترتيب اگر تا صد چراغ روشن شود، يعنى نور آن چراغ به چراغ ديگرى تا صدها و هزاران چراغ برسد ديدن آخرين چراغ، لقاى همان نور اول است؛ خواه تو آن نور را از چراغ آخرى بگيرى و خواه از شمع جان؛ در اينجا، هيچ فرقى نمىكند. بديهى است مراد از شمع جان، حضرت حق تعالى است كه نور او آسمانها و زمين را روشن كرده است: اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ (نور: 35).
نكته مهم بيت آخر، اين است اگر خواستى آن نور را از چراغ آخر بگيرى يا از شمع اوليا و انبيا آغازين، باز فرقى نمىكند. در واقع، مىخواهد بگويد انبيا و اوليا با وجود تعدد در ظاهر، همگان پرتوى از نور واحدند:
«كلهم نور واحد».
در مصرع آخر، «غابرين» كسانى هستند كه از نور هدايت و ولايت حقيقت محمديه(ص) روشن مىباشند و حقيقت محمديه(ص) نيز عين مظهريت نور شمع حضرت حق است، كه در وجود عنصرى رسولاكرم(ص) تبلور يافته است و در سلسله ائمه معصومين(عليهمالسلام) سارى و جارى است.
مفهوم شفاعت
مطلب مهم اينكه خداوند متعال به استناد آيه: وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ (حديد: 4)، با ما معيت قيومى دارد و ما براى دريافت اين معيت،