115ابن عربى در فصّ اول فصوص الحكم خود كه به فصّ آدمى مشهور است، مىگويد:
انسان كامل وجود دارد و عالم پيوسته محفوظ به اوست و مراد از انسان كامل به طور اطلاق، نبى است و سپس «ولى» و پس از او، وصى و پس از او، عارف كامل مكمل و در اينجا مراد از انسان كامل، خاتم اولياى محمدى، مهدى صاحب الزمان است. غرض اين است كه بر تو و جز تو محقق شود كه اشرف موجودات و اعظم مخلوقات به حسب نوع، انسان است و به حسب شخص، انسان كامل كه از او به نبى و رسول و ولى و امام و قطب و جز آن تعبير مىكنند. مرتبه انسان كامل عبارت است از جمع جميع مراتب الهيه و كونيه، از عقول و نفوس تا آخر تنزلات وجود و اين مرتبه را «مرتبه عماء» گويند [كه] از براى مشابهت اين مرتبه به مرتبه الوهيت و فرق ميان اين دو مرتبه به ربوبيت و مربوبيت است و لهذا او را خليفه حق و مظهر اسما و صفات جناب حق گويند. 1
«سيد عبدالكريم جيلانى» در تعريف انسان كامل زيبا نوشته است:
بدان كه افراد انسان، نسخه بدل يكديگرند. آنها مانند آينههايى هستند كه در مقابل هم قرار گرفتهاند؛ آنچه در يكى هست، در ديگرى نيز منعكس است، با اين تفاوت كه انعكاس اين انسانها، انبيا و اوليايند كه در كمال با يكديگر تفاوت دارند؛ بعضى كاملند و برخى ديگر اكمل؛ گروهى فاضلند و عدهاى ديگر افضل. البته