37ندارد» 1؛ يعنى مخالف آنچه پيروان ابنتيميه درباره خداوند عقيده دارند و خداوند را براساس ظاهر آيات توصيف مىكنند.
4. حسن سقاف در همين كتاب از «عبدالقاهر بغدادى» و ديگران چنين نقل مىكند: «كسانى كه معتقدند خداوند حد و نهايت دارد و مماس با پايين و عرش است و خداوند محل حوادث است، تكفيرشان واجب است». 2 هرچند سخن بغدادى در اين گفتار متوجه «كراميه» است، اما ملاك بين آنها و وهابيت يكى است؛ يعنى خدا را جسمانى و شبيه انسان توصيفكردن.
5. «امام قرطبى» در كتاب «التذكرة» صفحه 208 مىگويد: «صحيحترين قول در مورد مجسمه اين است كه فرقى بين آنان و پرستشگران تصاوير و بتها وجود ندارد». 3
6. «قسطلانى» در «ارشاد السارى» در تفسير حرث و زرع در آيه 64 سوره واقعه كه خداوند در قرآن كريم به خود نسبت مىدهد، مىگويد:
اينكه خداوند زرع را به خود نسبت مىدهد، اگرچه تمام حوادث جهان به او برمىگردد، ولى منظور از زرع در اينجا روياندن است نه بذر پاشيدن، و اين صفت روياندن، از ويژگىهاى قدرت قديمه الهى است. 4
7. «بيهقى» در بحث اسماءو صفات الهى در مورد آياتى كه وجه،