38ى
د و استوا بر عرش را مطرح مىكنند، مىگويد: «همه گذشتگان بر اين متفق بودهاند كه مراد از امثال وجه، يد و... به معناى اعضاى بدن نيست». 1
8. «ايجى» نيز در «مواقف» درباره همينگونه آيات مىگويد: «اثبات اعضا براى خداوند ممتنع است». 2
9. «شوكانى» در «فتحالغدير» درباره آيه لاٰ تُدْرِكُهُ الْأَبْصٰارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصٰارَ (انعام:103) مىگويد: «ادراك شىء، عبارت است از احاطه به آن». زجاج نيز مىگويد: «منظور، دستنيافتن به كنه ذات خداست و آيه، رؤيت را نفى مىكند، نه مجرد ديدن را» 3 و در ادامه بحث از اين آيه از ابن ابىحاتم، عقيلى، ابنعدى و... از «ابوسعيد خدرى» از رسولخدا(صلى الله عليه و آله) نقل مىكند كه اگر جن، انس، ملائكه و شياطين از ابتدا تا انتهاى خلقت يكى شوند، نمىتوانند به خدا احاطه يابند. 4
اين موارد اشارهاى به تأويلات اهل سنت است بدين معنا كه بسيارى از انديشمندان اهل سنت نيز به ظواهر آيات و متشابهات اكتفا نمىكنند، بلكه مواردى را كه با عقل سازگارى ندارد، تأويل مىكنند و معناى اصلى آيه را استفاده مىكنند.
بنابراين مىتوان گفت كه برداشت اهل سنت از آيات قرآن با وهابيت متفاوت است. ازاينرو مبانى فكرى و رفتارى آنان نيز تفاوت دارد. يك