36(فجر:22) مىگويد: «به معناى «جاء ثوابه» است؛ يعنى ثواب پروردگارت آشكار شد» و تأويلات ديگرى از امام احمد ذكر شده است كه ادامه نمىدهيم. 1
2. ايشان با اشاره به روش «ابنتيميه» و شاگردانش و پيروان مكتب او كه مخالف تأويلاند، مىگويد: «آنان خدا را بهگونهاى توصيف مىكنند كه در شأن خداوند متعال نيست؛ مانند حركت، نشستن، ايستادن و... . آنان صفاتى را براى خداوند از طريق احاديث جعلى و اسرائيلى اثبات مىكنند مانند سخنگفتن خداوند كه شبيه صداى رعد است».
ابنقيم مىگويد: «جايز است كه خداوند را جسم بدانيم و تجسيم و تشبيه هم مذموم نيست؛ نه در كتاب و نه در سنت و نه نزد سلف». 2
ايشان موارد زيادى از ابنتيميه نقل مىكند و مىگويد: «پس به نظر ايشان، تمام مسلمانانى كه عقيده او را قبول ندارند، كافرند». 3 وى در ادامه، افرادى مانند ذهبى در «سير اعلام النبلاء، ج16، ص27» و ابنحجر در «لسان الميزان، ج5، ص114» را مخالف نظر ابنتيميه معرفى مىكند و اقوال آنان را هم نقل مىكند.
3. نمونه ديگر، كلامى است كه از «ابومنصور بغدادى» نقل مىكند و مىگويد: «اهل سنت همه بر اين اجماع دارند كه خداوند نهايت و حدى