206است، به راحتى از سوى امثال ابنتيميه تكفير مىشود؟ آنان، شيعيان را حتى از مشركان و كفارى كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) با آنان جنگيد بدتر مىدانند و با اين بيان، حكم جنگ با شيعيان را مىدهند. 1
اين فتواى آنان در تناقض با ملاك و معيارى است كه خود آنان بيان مىكنند:
اينگونه نيست كه هركس با قسمتى از اين اعتقاد مخالفتى داشته باشد، الزاماً اهل هلاكت باشد. كسى كه عقايدى را نمىپذيرد، گاهى مجتهدى است كه خطا مىكند و خدا خطاى او را مىبخشد، گاهى به درجهاى از علم نرسيده است كه حجت بر او اقامه شده باشد (جاهل قاصر) و گاهى حسناتى دارد كه به واسطه آنها خدا گناهان او را مىپوشاند. 2
خود وهابيان در جلسه هيئت «كبارالعلماء» كه در طائف تشكيل شد به اين مسئله اقرار كردند كهتكفير، حكمى شرعى است و بايد معيارش از سوى خدا و رسول او تعيين شود؛ همانگونه كه حلال و حرام و واجب بايد از سوى خدا باشد. همچنين گفتار و رفتارى كه در كتاب و سنت، گاه بر آن كفر اطلاق مىشود، به معناى كفر اكبرى نيست كه سبب خروج از دين اسلام مىشود. آنان اضافه كردند هنگامىكه مادرباره حدود معتقديم: «الحدود تدرء بالشبهات»؛ «حدود با كمترين شبهه ساقطاند» پس بايد بدون قطع و يقين اقدام نكنيم؛ زيرا تكفير از حدود سختتر است و پيامبر(صلى الله عليه و آله ) همگان را از تكفير كسى كه واقعاً كافر نيست، برحذر داشته است.