189آنها به همان صورت، حتى يك روز جايز نيست؛ زيرا آنها به منزله لات و عزى يا بزرگترين بتهايند. 1
تمام اين رفتار و سخنان آنان، صرفاً مستند به روايتى ساختگى از «ابوالهياج اسدى» است. اين روايت هم از نظر سند، و هم از نظر متن اشكال دارد. 2 افزون بر اينكه روايت را فقط ابوالهياج نقل كرده است.
مخالفت وهابيان با بناسازى روى قبور، نه تنها با قرآن، بلكه با سيره سلف و اصحاب نيز ناسازگار است؛ زيرا آنان بناى روى قبر پيامبر(صلى الله عليه و آله) را خراب نكردند. همچنين مسلمانان در فتح فلسطين در الخليل، بناهايى را كه روى قبور انبيايى، چون داود، ابراهيم، اسحاق، يعقوب و يوسف(عليهم السلام) بود تخريب نكردند. 3 خود ابنتيميه هم مىگويد كه قبر ابراهيم در الخليل تا سال 400ه.ق داراى بنا بود، ولى بسته بود. گفتنى است كه عمر نيز در هنگام فتح فلسطين دستور تخريب آن را صادر نكرد.
همچنين قبور ديگرى وجود داشته است، مانند قبر سعد بن معاذ كه در زمان عمر بنعبدالعزيز قبهاى روى آن بنا نهاده شد 4 و قبر مطهر على(عليه السلام) كه ذهبى درباره آن مىگويد: «سلطان عضدالدوله، قبر آن حضرت را در نجف آشكار كرد و بارگاهى براى آن ساخت. (372ه.ق)». 5