114بر سر چاههاى بدر است. در «سيره ابنهشام» آمده است كه وقتى پيامبر(صلى الله عليه و آله) در اين جنگ به پيروزى رسيد و مشركان با هفتاد نفر كشته فرار كردند، پيامبر(صلى الله عليه و آله) دستور داد كشتگان آنان را در چاهى ريختند. سپس پيامبر(صلى الله عليه و آله) بالاى آن چاه آمد و به آنان فرمود: «آنچه پروردگارم به من وعده داده بود، به حقيقت پيوست. آيا شما نيز آ نچه را وعده شده بوديد، درست و پا برجا يافتيد؟»اطرافيان پيامبر(صلى الله عليه و آله) پرسيدند: «يا رسول الله! مگر آنان سخن شما را مىشنوند و درك مىكنند؟» فرمود: «آرى، و اگر اجازه مىيافتند، پاسخ مىدادند». 1
همين قضيه در جريان جنگ جمل نيز اتفاق افتاد. وقتى آتش جنگ خاموش شد و على(عليه السلام) از ميان كشتگان شورشگر عليه خليفه مسلمانان مىگذشت، با تعدادى از آنان سخن گفت. در روايت است كه آن حضرت وقتى به نعش «كعب بن سوره» رسيد، فرمود: «كعب را بنشانيد». سپس فرمود: «اى كعب بن سوره! من به آنچه پروردگارم وعده كرده بود رسيدم، آيا تو نيز به وعدههاى الهى رسيدى؟» سپس فرمود: «كعب را بخوابانيد». هنگامى كه به جنازه «طلحه» رسيد، فرمود: «طلحه را بنشانيد». سپس فرمود: «اى طلحه! من آنچه را پروردگارم وعده كرده بود، يافتم. آيا تو نيز به وعده پروردگارت رسيدى؟» سپس فرمود: «طلحه را بخوابانيد». سپس مردى از صحابه به او گفت: «اى اميرمؤمنان! چه سخنى دارى با كسانى كه كشته شدند و چيزى از تو نمىشنوند؟» ايشان فرمود: «اى مرد! به خدا قسم، آنان كلام مرا شنيدند، چنانكه اهل چاههاى بدر