69مىدانند و اين را دليلى بر بطلان مذهب اماميه مىدانند؛ با آنكه تا به حال نتوانستهاند حتى يك دليل اقامه كنند كه اين مدعا را ثابت كند.
اگر در اين مسئله كه اين همه واضح و روشن است به شيعه دروغ مىبندند، از آنان چه انتظارى مىرود كه در مسائل ديگر كه چه بسا وضوحش كمتر از اين مسئله باشد يا بسيارى از مردم عوام آن را ندانند، به اماميه افترا نزنند؟
به هر حال، از اينگونه اعمال برداشت مىشود كه دشمن ما براى از بين بردن مخالفان خود و از ميدان به در كردن آنان، از هيچ دروغ و افترايى واهمه ندارند و آن را حلال مىشمارند. اين عمل آنان، دليل بر اين است كه خودشان به باطل بودن عقايد و آرايشان اعتقاد دارند؛ زيرا كسى كه بر حق باشد، براى مجادله و مباحثه با خصم خود، نيازى به دروغبافى و اينگونه شيوههاى حرام ندارد؛ زيرا با دليل و برهان قاطع مىتواند خصم را مغلوب كند.