93مورخان امتهاى پيشين در اخبار مورخان مسلمان و راويان حديث - به صرف شيعه اهلبيت بودنشان - تشكيك مىكنند. آنان در اينگونه موارد به اخبار يهود و نصارى و مجوس استدلال مىكنند و بر اساس آنها يكى از فرقههاى بزرگ اسلامى را متهم به يهوديت و نصرانيت و مجوسيت مىكنند، در حالىكه التزام به حجيت گفتههاى تاريخنويسان اديان گذشته عين پيروى از آنها و پايبندى به اصول آنهاست.
و حال آنكه التزام شيعه در اعتقاد به حضرت مهدى(عج) بر پايه احاديث پيامبرخدا(ص) و سنت صحيح و متواتر نقل شده در كتابهاى صحاح، جامعها، مسندها و تأليفها و معجمهايى است كه بهوسيله پيشوايان مسلمانان، اعم از شيعه و سنى، نقل شده است. حال چه كسى به انتقاد سزاوارتر است؟ شيعيانى كه اعتقادشان بر پايه دلالتهاى احاديث رسول خدا(ص) است؟! يا سلفىها و وهابىهايى كه بر مورخان يهود، نصارا و مجوس تكيه و شيعه را بر پايه منقولات آنها متهم مىكنند؟!
بهناچار مسلمان منصف بايد بداند: كسانى كه مىكوشند اعتقاد به مهدى منتظر(عج) را يكبار به يهود، بار ديگر به نصارا و بار سوم به مجوس نسبت دهند، به يقين كسانى هستند كه مىخواهند در درستى اخبار رسيده از رسول خدا(ص) درباره آمدن حضرت مهدى(عج) - در چارچوب تشكيك به اصل نبوت و علم ايشان به اخبار آينده - تشكيك وارد كنند. بىشك، اينان از تهاجم به شيعه و اعتقادشان به حضرت مهدى(عج)، وسيلهاى براى اين تشكيك و راهى براى بيان آن يافتهاند.
اين كار اينان جاى شگفتى ندارد؛ زيرا پيشينيان مشركشان در سرزمين حجاز، وحيى را كه بر رسول خدا(ص) نازل مىشد، به اديان اوليه نسبت