83باشند تا از اين راه اسلام را نابود و خود را به خلفايى كه بر سر قدرت بودهاند، نزديك سازند و به وسيله كشتن انسانهاى نيك و واعظانى كه با انحراف از دين درست مبارزه مىكردهاند، بهويژه عالمانى از اهلبيت رسول خدا(ص) و صحابه نيك ايشان، اسلام را به نابودى بكشانند!
دليلش هم اين است كه انسانهاى باتقوا و عالمان اهلبيت و صحابه، در دوران حكومت خلفا در سده يكم هجرى به هر وسيلهاى قربانى شدند؛ بهگونهاى كه شمارى تبعيد گشتند، شمارى نفى بلد شدند، شمارى به زندان رفتند و شمارى ديگر در جنگ يا بر اثر شكنجه به قتل رسيدند!
چرا جعل حديث را نبايد به قريش نسبت داد كه به زور اسلام را پذيرفت؛ بهويژه آنها كه در فتح مكه اسلام آوردند و تا آخرين لحظهاى كه مجبور به زمين گذاشتن سلاح شدند، دست از جنگ با اسلام برنداشتند و پس از درگذشت پيامبر خدا(ص) هر كارى كه براى كنار گذاشتن اهلبيت و صحابه بزرگوار از دست آنان برمىآمد، از آزار و زندانى و شكنجه، انجام دادند.
چرا نبايد جعل حديث را به آنها نسبت داد كه با هدف نابودى اسلام، احاديث را جعل كردند؛ اسلامى كه عزت و كرامت جاهلىشان را از ميان برد و پس از آنكه ناچار به پذيرش اسلام گشتند، پنهانى اقدام به تخريب آن كردند و از راه نزديك شدن به حكام و حركت در ركابشان، به مناطق نفوذ و سلطه آنان سرازير گشتند! چرا بايد جعل را به ملتهاى ديگرى كه تنها به اسلام درآمدند، اختصاص داد؟
اگر اين سخن درست باشد كه ملتهاى غيرعرب به دليل از ميان رفتن عزت و شوكتشان بهوسيله اسلام، اقدام به جعل حديث كردند، چرا