74ذهبى، ابن تيميه، ابن قيم و ديگر اهل درايت و روايت تكيه كرد كه بسيارى از احاديث مهدى را صحيح خواندهاند. 1
بنابراين، چگونه مىتوان در تضعيف احاديث امام مهدى(عج) كه از نظر علمى مورد اختلاف است، بر آراى كسى چون ابن خلدون تكيه كرد!
دوم: دليل ديگرى كه ابن خلدون در نقد احاديث حضرت مهدى(عج) بر آن تكيه كرده، قاعده اجتماعى اوست؛ مبنى بر اينكه عصبيت، تأمينكننده پيروزى در هر نهضت دينى يا سياسى است؛ بهگونهاى كه بدون آن هيچ دعوتى به كمال نمىرسد و اين در حالى است كه اين عصبيت براى حضرت مهدى(عج) حاصل نيست.
او در پايان فصلى كه به بيان مهدى(عج) اختصاص داده است، مىگويد:
حقى كه شايسته است نزد تو ثابت باشد، اين است كه هيچ دعوت دينى يا سياسى جز به وجود قدرت و عصبيتى كه آن را پشتيبانى و در برابر مخالفان از آن دفاع كند تا فرمان خداوند بر آن تعلق گيرد، به پايان نمىرسد.
عصبيت فاطميان و بلكه همه قريش، از سراسر گيتى برچيده شد و ملتهاى ديگرى با عصبيتهايى برتر از عصبيت قريش پيدا شدند. مگر آن دسته از نسل ابوطالب از بنىحسن و بنىحسين و بنىجعفر كه در اين سرزمين پراكنده [شدند] و بر آن چيره هستند. اينان عصبيتهايى بدوى و پراكندهاى هستند كه در سكونتگاهها و امارات و با آرايى پراكنده زندگى مىكنند و به هزاران تن مىرسند.
چنانچه ظهور حضرت مهدى(عج) درست باشد، ظهور وى هيچ وجهى