66ليكن خداوند متعال براى هر دورهاى مردم را در انتظار چيزى و در وضعيت داشتن اميد به چيزى قرار داده است تا اينكه:
1. با طولانى شدن مهلتى كه خداوند تعيين مىكند، دل كسى سخت نگردد؛
2. هنگام دادن كيفر بر كارهاى بد و فحشا، دير انگاشته نشود؛
3. همه عاملها در آمادگى به سر ببرند؛
4. كسانى كه كار خير مىكنند، آرزومند باشند و كسانى كه كار بد انجام مىدهند، بترسند و خوددارى كنند؛
5. خداوند برخى را بهوسيله برخى ديگر از ميان بردارد. 1
خداوند به من توفيق داد تا بر اين كتاب دست يابم و آن را مطالعه و تصحيح كنم و اين بخش از سخن نويسنده را آنگونهاىكه مناسب جايگاه كنونى است، شرح داده و گفتهام:
علتهاى پنجگانهاى را كه مؤلف براى غيبت بيان كرده است، در حقيقت همان اسرار انتظار هستند و به ما اين امكان را مىدهد كه بتوانيم آن را بسيار شرح بدهيم. ولى ما در اينجا به سخنى كوتاه بسنده مىكنيم:
نكته نخست؛ وى اشاره به آرزويى دارد كه غيبت امام در دل مستضعفان ايجاد مىكند و اينكه انتظار، دلهاى منتظران را سخت و نوميد نمىكند؛ بلكه در دلهايشان ايجاد نشاط، جهش و شجاعت مىكند؛ زيرا با داشتن ايمان به غيب، آنگونه كه مخالفان مىپندارند، راه را گم نمىكنند؛ بلكه طبق وعده الهى اطمينان دارند با يك رهبرى