71امام دست به سوى آسمان دراز كرد و دعا فرمود. در اين هنگام، درخت خرما در عين ناباورى حاضران سبز شد، برگ درآورد و خرماى اعلايى داد. 1
آگاهى از اسرار
«حُذَيفه يَمانى» روايت كرده است كه روزى اصحاب نزديكىهاى كوه «حِرا» گرد پيامبر اكرم(ص) نشسته بودند كه امام حسن(ع) در حالى كه كودك خردسالى بود، پيش آمد. پيامبر به گونهاى خاص او را نگاه مىكرد و چشم از او بر نمىداشت. سپس فرمود: «بدانيد كه حسن پس از من، پيشوا و راهنماى شما خواهد بود. او هديهاى از خدا براى من است. درباره من، شما را آگاه خواهد كرد و مردم را با آثار علم من آشنا خواهد ساخت. سيره و روش زندگانى مرا زنده خواهد كرد؛ زيرا رفتار او مانند رفتار من است. خدا به او عنايت دارد. خدا رحمت كند كسى را كه او را واقعاً بشناسد و به پاس احترام من به او نيكى كند».
در همين هنگام، مرد بياباننشينى با عصبانيت و چماقى در دست وارد شد و فرياد كشيد: «كدام يك از شما محمد است؟» اصحاب برخاستند و با تندى جوابش را دادند، ولى پيامبر(ص) فرمود: «صبر كنيد». عرب دوباره فرياد زد: «من دشمن تو بودم و اكنون دشمنىام بيشتر شده است. تو كه ادعاى پيامبرى مىكنى، نشانهات چيست؟» پيامبر(ص) با آرامش پاسخ داد: « اگر خواستى، نشانههايم را فرزند خردسالم، حسن به تو نشان خواهد