178مقدّرات او نيست. اى خيران، بدان كه واثق مُرده، متوكل به جاى او نشسته و ابن زيات نيز كشته شده است. عرض كردم: فدايت شوم، چه وقت؟ با اطمينان فرمود: شش روز پس از اينكه از آنجا خارج شدى». 1
نامه امام هادى (ع)
«محمّد بن فرج الرُّخجى» مىگويد: «اباالحسن (على النقى) (ع) به من نوشت: اى محمّد، كار و بار خود را گرد آور و مراقب باش. من مشغول جمع كردن كارهاى خودم شدم، ولى نمىدانستم امام چه مقصودى از آن دارد. چندى بعد، مأمورى از جانب حكومت آمد و مرا دست بسته با زنجير به مصر تبعيد كرد و اموال مرا مهر و موم كردند. هشت سال در زندان مصر ماندم. آنگاه نامه امام به دستم رسيد: اى محمّد بن فرج، در ناحيه غربى (بغداد) منزل كن. من نامه را خواندم و با خود گفتم: من كه در زندانم؛ اين سخن بسيار شگفتآور است.
پس از چند روز آزاد شدم. سپس نامهاى به امام نوشتم و از او خواستم دعا كند آب و مِلك مرا بازگردانند. امام نوشت: به زودى آن را به تو باز مىگردانند و اگر هم باز نگرداندند، به تو زيانى نمىرسد».
محمّد بن فرج را به سامرا فرستادند و در دستورى كتبى، آب و املاكش را بازگرداندند. ولى هنوز آن نامه به دستش نرسيده بود كه از دنيا رخت بربست. 2