137عرض كردم: آنچه خداوند به شما روزى كرده است، به من هم بدهيد. فرمود: يا شقيق! نعمتهاى خداوند هميشه به صورت پنهان و آشكار بر ما نازل مىشود. گمانت را نسبت به خداوند نيكو گردان. سپس ظرف را به من داد، درحالىكه پر از سويق 1 و شكر بود. به خدا قسم آن چنان معطر و خوشطعم بود كه در طول عمرم غذايى همانند آن نخورده بودم. هم سير شدم، هم سيراب و پس از آن تا مدتى نياز به غذا و آب نداشتم تا اينكه به مكه رسيديم.
نيمه شبى او را نزديك قبه آبخورى ديدم كه با حالت خشوع و گريه نماز مىخواند. در حال نماز بود تا وقت نماز صبح نزديك شد. در مصلايش نشست و مشغول تسبيح شد تا نماز صبح را خواند. سپس هفت بار طواف كرد و از مسجدالحرام بيرون رفت و من هم در پى او رفتم. ديدم خدمتكاران و همراهان بسيار دارد و برخلاف آنچه مىپنداشتم، بود. مردم دور او جمع شدند و بر او سلام كردند. از كسى پرسيدم: ايشان كيست؟ پاسخ داد: اين جوان، موسى بن جعفر بن محمّد عليهم السلام است. با خود گفتم: شگفت نيست كه اين شگفتىها جز براى همانند ايشان نيست». 2
عطا و دعاى امام كاظم(ع)
«محمّد بن مغيث» از كشاورزان سالخورده مدينه بود. وى مىگويد:
«يك سال خربزه، خيار و كدو در زمين مزروعى خود در كنار چاه