136است. نزدش مىروم و از نيتى كه دربارهاش داشتم، بخشش مىطلبم. منتظر ماندم تا از نمازش فارغ شد و نشست. به سوى او رفتم. امّا پيش از آنكه سخن بگويم، رو به من كرد و فرمود: يا شقيق! بخوان:
(وَ إِنِّي لَغَفّٰارٌ لِمَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً ثُمَّ اهْتَدىٰ) (طه:82)
و من هر كه را توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدايت شود، مىآمرزم.
بار ديگر مرا واگذاشت و از نظرم ناپديد شد. يقين كردم او از ابدال است؛ چون دو بار از نيتم خبر داد. چون به «رمال» رسيديم، بار ديگر او را بر سر چاه آب ديدم كه مىخواست آب بردارد. ظرفى كه در دست داشت، از دستش به داخل چاه افتاد و من به او مىنگريستم. نگاهى به آسمان كرد و فرمود:
أَنْتَ رَبِّي إِذَا ظَمِئْتُ إِلَى الْمَاءِ وَ قُوتِي إِذَا أَرَدْتُ الطَّعَامَا 1
تو پروردگار منى هنگام شدت تشنگيم به آب و غذاى منى آن لحظه كه اراده غذا كنم.
به خدا سوگند، ديدم آب چاه جوشيد و بالا آمد. پس ظرفش را با دست گرفت و آب نوشيد و وضو گرفت. چهار ركعت نماز خواند و سپس به سمت تپه شن رفت. شنها را با دست به داخل ظرفش مىريخت و حركت مىداد و تبديل به آب گوارا مىشد و مىنوشيد.
نزدش رفتم و سلام كردم و جواب داد.