156براى استواء در كلام عرب پانزده معناست كه برخى حقيقى و برخى ديگر مجازىاند، و برخى از آنها بر خدا حملش جايز است كه معنى آيه مىباشد، و برخى ديگر بر خداوند به هيچ نحوى جايز نيست، و آن صورتى است كه «استواء» به معناى تمكن يا استقرار يا اتصال يا محاذات باشد.
و نيز مىگويد:
من فسّر الاستواء بالعلوّ الحسّى و الاستقرار و القعود و الجلوس و نحو ذلك فقد جسّم معبوده فى المعنى و ان لم ينطق بلفظ الجسم. 1
هركس كه استواء را به معناى علوّ حسّى و استقرار و قعود و جلوس و نحو آن بگيرد معبود خود را در معنا جسم فرض كرده گرچه به لفظ جسم نطق نكند.
و در ادامه مىگويد:
وهذا كلّه فى غاية الظهور، و ان كان يخفى على ادعياء السلف من مشبهة العصر. 2
و اين در نهايت ظهور است، گرچه بر بزرگان سلف از مشبهه عصر مخفى مىباشد.
د) تأويل صفت نزول
او در كتابهاى خود صفت «نزول» پروردگار را تأويل كرده و به معناى ملك 3 يا نزول امر 4 يا نزول قدرت 5 خداوند سبحان معنا كرده است.