155اهل سنت دشمنان هر كسى هستند كه خدا را جسم دانسته و گمراه شدهاند. آنان مىگويند: گفته نمىشود خداوند داخل عالم است همانگونه كه گفته نمىشود كه خداوند خارج عالم مىباشد، و نه اينكه بر عرش استقرار دارد؛ زيرا كه اين مطلب در قرآن و سنت وارد نشده است، و به جهت آنكه اين امور از شأن اجسام است، و هركس درباره معبودش اعتقاد به دخول و خروج و استقرار داشته باشد او عبادت كننده بت است.
او نيز در ردّ عقايد وهابيان در تجسيم مىگويد:
الذين اثبتوا علوّ الله على خلقه و استواءه على عرشه لا حظّ لهم فى الإسلام، غير ان جعلوا صنمهم الارضى صنماً سماوياً. 1
آنان كه علوّ خدا بر خلقش و استقرار بر عرشش را ثابت كردهاند بهرهاى در اسلام ندارند، غير از آنكه آنان بت زمينى خود را بت آسمانى قرار دادهاند.
ج) تأويل صفت «استواء»
او درباره صفت «استواء» كه در آيه (الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ) آمده مىگويد:
وللاستواء فى كلام العرب خمس عشرة معنى ما بين حقيقة و مجاز؛ منها ما يجوز على الله، فيكون معنى الآية، و منها ما لايجوز على الله بحال، و هو ما اذا كان الاستواء بمعنى التمكن أو الاستقرار او الاتصال او المحاذات. 2