86واى بر تو! چگونه به خود جرئت مىدهى كه پروردگار خود را به تغيير و تبديل از حالى به حال ديگر و اينكه آنچه براى مخلوقات پيش مىآيد، براى او نيز پيش آيد، توصيف كنى! منزه است او از اينكه با زايل شوندگان زايل گرديده و به همراه تغييركنندگان از حالى به حال ديگر تغيير يابد.
«صفوان» گويد: «ابوقرّه متحير شد و نتوانست پاسخى بدهد. پس برخاست و بيرون رفت».
4. نفى رؤيت
نظريه امكان رؤيت و ديدن خداى تعالى در قيامت، يكى از مصداقهاى بارز كوتهفكرى معتقدان به عقيده تشبيه و تجسيم و كسانى است كه در آن گرفتار شدهاند. حال بايد ديد نقش اهل بيت(ع) در اصلاح اين اعتقاد چه بوده است.
«عبدالله بن سنان» از پدرش روايت كرده است كه گفت:
نزد حضرت ابوجعفر امام باقر(ع) حضور داشتم كه مردى از خوارج وارد شد و به آن حضرت عرضه داشت: اى اباجعفر! چه چيزى را مىپرستى؟ امام(ع) فرمود: «الله». آن مرد گفت: آيا او را ديدهاى؟ امام فرمود:
لَمْ تَرَهُ العُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعَيانِ ولكن رَأَتْه القُلُوبُ بِحَقائِقِ الإْيماَنِ لا يُعْرَفُ بالقِياسِ ولا يُدْرَكُ بِالحَواسِّ وَلا يُشَبَّهُ بالنَّاسِ؛ مَوصوفٌ بالآْياتِ معروفٌ بالعَلاَمَاتِ لاَيَجُورُ فى حُكْمِهِ؛ ذَلِكَ اللهُ لا الهَ الاّ هُوَ.
چشمها به ديد ظاهرى او را نمىبينند، اما دلها با حقايق ايمان او را مىبينند. خداوند با مقايسه [عقلى] شناخته نشده، با حواس