87[ظاهرى] درك نگرديده، به مردمان تشبيه نخواهد شد؛ وى با آيهها و برهانهاى خود توصيف گشته، با علامات و نشانههاى خود شناخته مىشود، در حكمى كه مىكند ظلم راه ندارد؛ اين است خداوندى كه هيچ پروردگارى جز او نيست.
راوى گويد: آن مرد درحالىكه بيرون مىرفت، اين آيه را تلاوت مىكرد: (اللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ) ؛ «خدا بهتر مىداند رسالتش را كجا قرار دهد». (انعام: 124) 1
«احمد بن اسحاق» مىگويد:
به حضرت ابوالحسن ثالث (امامهادى(ع)) نامهاى نوشتم و درباره عقيده مردم به رؤيت خداوند پرسيدم. در پاسخ نوشتند:
تا وقتى بين بيننده و ديده شده هوايى 2 نباشد كه ديد چشم در آن نفوذ كند، امكان ديدن فراهم نخواهد بود. لذا وقتى چنين هوايى نباشد و بين بيننده و ديده شده نورى وجود نداشته باشد، ديدن ممكن نخواهد شد و اشتباه از همين نقطه ناشى مىشود؛ زيرا وقتى بيننده و ديده شونده هر دو در اينكه بايد اين اسباب و مسببات (وجود فضا و نور و محاذات و عدم مانع) براى ايجاد رابطه ديدن و ديده شدن ميان آنها برقرار باشد، مساوى شدند، با يكديگر - در اين نيازمندى - مشابهت پيدا مىكنند و اين همان تشبيه [ذات مقدس ربوبى به مخلوقات] است 3؛ زيرا اسباب (علتها) هميشه با مُسَبَّباتِ