63است كه بر خلاف امر شرع و دليل خاص يا عام آن ايجاد شده باشد». 1
در مكتب فقها، بدعت تنها در معناى ناپسند آن استعمال مىشود، بهگونهاى كه فقط با عنوان گمراهى و ضلالت تعريف شده است و به هيچ وجه تقسيم نمىشود؛ خصوصاً با توجه به اينكه اين روايت شريف نيز به همين صورت و بدون استثنا وارد شده است: هر نوآورى در دين، بدعت و هر بدعتى، گمراهى و هر گمراهى، در آتش است.
خود عمر و پسرش، عبدالله و بسيارى ديگر نيز در چندين مورد واژه بدعت را در محل نكوهش، ناخوش داشتن و اعتراض به كار بردهاند؛ مانند روايات شريفى كه در نكوهش و نهى از بدعت و پرهيز از آن وارد شده است. بدعت در آراى فقيهان و صاحبان فتوا به منزله عنوانى براى انحراف و منحرفان و تحريف و تحريفگران، بهگونهاى اثبات شده است كه ديگر مجالى براى تقسيم آن به بدعت خوب و بدعت بد وجود ندارد! 2
در تعريف بدعت آمده است: «بدعت هر چيزى است كه بر خلاف امر و فرمان شارع در دين احداث شده و دليل خاص يا عامى بر آن دلالت نداشته باشد» يا گفته شده است: «بدعت امر نوظهورى در دين است كه ريشه در كتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) نداشته باشد و از اين جهت بدعت ناميده مىشود كه آفرينندهاش آن را از پيش خود ابداع