134كريم است كه در ميان سنتهاى رسول خدا(ص) از شهرت بسيارى برخوردار است، اما نزد ضحاك - به سبب نهى عمر از اين كار - مخالفت با امر خدا جلوه كرده است! اين، از بدترين آثار سوء بدعت در دين است كه شريعت را به بدعت و بدعت را به شريعت مبدل مىسازد.
ترمذى مىنويسد:
سالم بن عبدالله از مردى از اهل شام شنيد كه از عبدالله بن عمر درباره حج تمتع پرسيد و او در پاسخ گفت: «حلال است». مرد شامى گفت: «همانا كه پدرت از آن نهى كرده است»! عبدالله بن عمر گفت: «اگر پدرم از آن نهى كرده، رسول خدا(ص) به آن عمل كرده [است]. آيا من بايد از امر پدرم اطاعت كنم يا از فرمان رسول خدا(ص)؟» مرد گفت: «از فرمان رسول خدا(ص)». عبدالله گفت: «همانا كه رسول خدا(ص) اين كار را انجام داده است». 1
ابن عباس در پاسخ كسى كه با او درباره حج تمتع به ابوبكر و عمر استدلال كرده بود، گفت: «نزديك است سنگى از آسمان بر شما فرود آيد! من مىگويم رسول خدا(ص) فرمود و شما مىگوييد: ابوبكر و عمر چنين گفتند»! 2
از حسن روايت شده است:
عمر خواست از متعه حج نهى كند كه «اُبَى بن كعب» به او گفت: «اين كار در اختيار تو نيست؛ به يقين كه ما به همراه پيامبر اكرم(ص) حج تمتع انجام داديم و آن حضرت ما را از آن نهى نفرمود». پس از اين سخن، عمر از نهى كردن منصرف شد! 3