102امر نوظهور با كارى كه در زمان پيامبر اكرم(ص) انجام مىگرفته است، به لحاظ حقيقت و ماهيت يكى باشد، اما به لحاظ شكل تفاوت داشته باشد. از اينرو، دليل عام، هر دو مورد و هر دو مصداق را شامل مىشود و در هر دو حجت است؛ به چند مثال در اينباره دقت كنيد:
خداوند متعال مىفرمايد: (وَ إِذٰا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)؛ «و چون قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا داريد و خاموش مانيد؛ اميد كه بر شما رحمت آيد». (اعراف: 204)
اين آيه همگان را به سكوت كردن و گوش فرا دادن در هنگام قرائت قرآن فرامىخواند و مصداقى كه در زمان پيامبر اكرم(ص) براى اين كار موجود بوده، شنيدن قرآن به صورت مستقيم از دهان قارى در مسجد يا خانه بوده است. ولى اينك پيشرفت تمدن مصداق ديگرى براى قرائت قرآن ايجاد كرده است؛ مانند قرائت قرآن با بلندگو يا از راديو و تلويزيون يا نوار و امثال اينها كه آيه شريفه در هر دو مورد حجت است و ما حق نداريم به اين دليل كه اينگونه قرائت قرآن به وسيله ابزار در دوران رسالت نبوده در مورد دوم كه جديد و نوظهور است، وظيفه سكوت و گوش فرادادن را ترك كنيم؛ زيرا هركس با عربى بهخوبى آشنا باشد، با تدبر در مفهوم آيه هيچ فرقى ميان اين دو نوع قرائت نمىبيند. بنابراين، اگر معتقد به وجوب يا استحبابِ سكوت كردن و گوش فرادادن [در موارد نوظهور] شديم، اين كار نه اعتقاد بدون دليل است و نه بدعتگذارى در دين.
در روايت آمده است:
«طَلَبُ العِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» 1؛ «رفتن به دنبال دانش بر هر مسلمانى واجب است». روشن است كه دانشها، حتى آن