101
فصل سوم: چيزى كه دليل دارد بدعت نيست
دانستيم كه حقيقت بدعت، دروغ بستن به خداست كه آن هم با داخل كردن چيزى در دين خدا يا كاستن چيزى از آن و نسبت دادن اين كار به خدا و رسول، تحقق مىيابد. بنابراين اگر ملاك ما در شناخت بدعت اين باشد، مواردى كه دليلى دارند، موضوعاً از مقوله بدعت بيرون مىروند كه اين دليل، خود، بر دو گونه است:
نخست اينكه نصّى در قرآن يا سنت باشد كه مورد را با حدود و مشخصات و جزئيات آن به روشنى معين كند؛ مانند جشن گرفتن در عيد فطر يا عيد قربان يا اجتماع در عرفه و مِنا كه به اين ترتيب، نه تنها آن جشن يا آن اجتماع بدعت نيست، بلكه سنت هم به شمار مىآيد؛ به ويژه كه شريعت به اين كارها فرمان داده است. پس انجام اين كارها فرمانبردارى از شرع است، نه بدعتگذارى.
دوم اينكه دليل كلى و عامى در دو منبع اصلى شرع (قرآن و سنت)
باشد كه آن دليل عام، شامل اين مصداق نوظهور نيز بشود. هرچند اين