149 انجام نمىدادى!
خداوندا، حق ما را بستان و انتقام ما را بگير و بر اين ستمپيشگان كه خون ما را ريختهاند خشم و عذاب خود را فرو فرست.
اى يزيد، به خدا سوگند كه پوست خود را شكافتى و گوشت بدن خود را پاره پاره كردى. رسول خدا را در حالى ملاقات كنى كه آن بار سنگين بر دوش توست؛ خون خاندانش را ريختهاى و پردۀ حرمت او را دريدهاى و فرزندانش را به اسارت بردهاى؛ جايى كه خداوند پريشانى آنها را بزدايد و داد آنها را بستاند. خدا فرموده است: «مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شدهاند، مردهاند بلكه زنده و از روزى خداوند بهرهمند هستند».
همين بس كه آن روز خداوند، حاكم و محمد(ص) خصم شما و جبرئيل پشتيبان اوست و كسى كه راه را براى تسلط تو بر مسلمانان مهيا ساخت، به زودى در خواهد يافت كه پاداش ستمكاران چه پاداش بدى است، و خواهد فهميد كه كدام يك از شما بدتر و سپاه كدام يك ناتوانتر است.
اگر چه مصيبتهاى روزگار وادارم ساخت تا با تو سخن بگويم. اما تو را ناچيز مىشمارم و بسيار نكوهشت مىكنم و سرزنشهاى تو را چيزى نمىشمارم. اما چه كنم كه