121
اَللّٰهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهٰا وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنٰامِهٰا (زمر: 41)
خداوند جانها را به هنگام مرگ آنها، و نيز آن را كه نمرده است، در خوابش مىگيرد.
عبيدالله كه از پاسخ حضرت سجاد(ع) بسيار خشمگين شده بود، گفت: «پاسخ مرا با جسارت مىدهى: او را ببريد و گردن بزنيد!»
زينب كبرا چون اوضاع را چنين ديد، امام را در آغوش كشيد و گفت: «اى پسر زياد هر چه از ما خون ريختى بس است؛ به خدا از او جدا نمىشوم. اگر قصد كشتن او را دارى مرا نيز با او بكش!»
عبيدالله گفت: «خويشاوندى چه شگفتانگيز است. اين زن دوست دارد كه با برادرزادهاش كشته شود. گمان مىكنم اين جوان به همين بيمارى درگذرد. او را رها كنيد!» 1 حضرت زينالعابدين(ع) گفت:
ابِا لْقَتْلِ تُهَدِّدُنِى يَابْنَ زِياد؟! اما عَلِمْتَ انَّ الْقَتْلَ لَنا عادِةٌ وَ كَرامَتُنا شَهادَةٌ.
مرا از مرگ مىترسانى؟! مگر نمىدانى كشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا را كرامت مىدانيم؟!
عبيدالله كه از برگزارى چنين مجلسى بسيار پشيمان و