115
تَجْرِى فِى فِرَاشِ صَدْرِى، وَ مَسْأَلَتِى أَنْ لَا تَكُونُوا لَنَا وَ لَا عَلَيْنَا.
هيهات! اى بىوفايان نيرنگباز! ميان شما و خواستههايتان پردهاى كشيده شده است. آيا درصدد هستيد با من نيز مانند پدرانم رفتار كنيد؟! هرگز چنين نخواهد شد.
به خداى راقصات 1 به سوى منا سوگند كه هنوز قلبم از آن زخم بزرگى كه ديروز از قتلعام پدرم و فرزندان و يارانش بر آن وارد ساختيد، التيام نيافته است. هنوز داغ رحلت رسول خدا را فراموش نكرده بودم كه درد و مصيبتهاى پدرم و فرزندان پدر و جد بزرگوارم موى سر و صورت مرا سپيد كرد و هنوز مزۀ تلخ آن را در گلوى خود احساس مىكنم و اندوه اين آلام جانفرسا هنوز در قفسۀ سينۀ من مانده است. نصيحت و خواستۀ من از شما اين است كه نه از ما حمايت كنيد و نه با ما به جنگ بپردازيد.
امام سخنان خود را با ابيات زير خاتمه داد:
لَا غَرْوَ أَنْ قُتِلَ الحُسَيْنُ وَ شَيْخُهُ