139«هبل» برداشت وبه مكه آورد وآن را بر پشت بام كعبه قرار داد ومردم را نيز به عبادت آن دعوت كرد. 1
عبارت محمّد بن عبدالوهاب دلالت بر تكفير صريح علماى مسلمانان وحتى شيوخ واساتيد خود دارد، تا چه رسد به عوام مردم؛ يعنى هر كس كه در باب توحيد خلاف آنچه را كه او فهميده بگويد وبه آن معتقد باشد كافر است وبر دين عمرو بن لحى بوده نه بر دين اسلام. آرى كفرى را كه به عموم مسلمانان وعلمايشان نسبت داده به جهت اعتقاد به تبرّك واستغاثه به ارواح اولياى الهى وبرخى ديگر از عقايد است.
محمّد بن عبدالوهاب در نامه خود خطاب به شيخ سليمان بن سحيم كه يكى از علماى حنابله بوده مىگويد:
نذكر لك انّك أنت وأباك مصرّحون بالكفر والشرك والنفاق!!... أنت وأبوك مجتهدان في عداوة هذا الدين ليلا ونهاراً!!...إنّك رجل معاند ضالّ على علم، مختار الكفر على الإسلام!!... وهذا كتابكم فيه كفركم!!. 2
من به تو تذكّر مىدهم كه به طور حتم تو وپدرت تصريح به كفر وشرك ونفاق كردهايد!!... تو وپدرت شبانه روز نهايت كوشش را در دشمنى اين دين داريد!!... همانا تو با علمى كه دارى مردى معاند وگمراه مىباشى، وكفر را بر اسلام اختيار نمودهاى!!... واين است كتاب شما كه كفر شما را ثابت مىكند!!