123از پدر مىپرسد. پدر ابتدا سكوت مىكند. اين پرسش با عبارتهاى گوناگون چندين بار ديگر تكرار مىشود و پدر سكوت مىكند. مرحوم راشد مىگويد: بار چهارم يا پنجم بود كه پدر گفت: «اذيتم نكن حسينعلى» گفتم: «قصد من اين بود كه چيزى بفهمم». گفت: «من نمىتوانم به تو بفهمانم. خودت برو بفهم». راشد مىگويد: «اين حالت براى من، مادر، برادر، خواهر و عمويم همچنان مبهم باقى ماند». 1
گرچه راهى است پر از بيم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى 2
عارف ربانى آيت الله حاجى ميرزا جواد انصارى همدانى(رحمة الله) بارها از فرد بىسوادى ياد مىكرد كه شبى براى تهجد بپا خواست و در حال اداى نماز شب، نورهايى از برخى از خانههاى همدان و علاوه بر آن ستونى از تابش نور را مشاهده كرد كه از زمين به آسمان شهر سر برآوردهاند. او مكاشفانه دريافت كه اهل اين خانهها به نماز شب ايستادهاند و اين ستون نورانى و درخشنده از نماز شب حضرت حجت در آن محل است. 3
شبى در خرقه رندآسا گذر كردم به ميخانه
ز عشرت مى پرستان را منوّر بود كاشانه 4
اينكه تهجد، شبزندهدارى و دعا از اسباب تحصيل دانش شمرده شده است، براى آن است كه علم، نور است و با قلب نورانى شده از تهجد، تلاوت قرآن و نماز شب تناسب دارد. در روايت آمده است: