99ابطال اصل تجرد و بازگشت از فعل به قوه نيست. چه اينكه او قبل از مردن و پيش از قطع رابطه با بدن هم مجرد بود. بنابراين تعلق و ارتباط مجدد او با بدن بهطور يقين منافاتى با تجرد او ندارد. تنها چيزى كه هست اين است كه بر اثر مرگ، روابطى كه ضامن تأثير و فعل نفس در مادّه بوده است، مفقود مىشود و ازاينرو پس از آن، قدرت انجام دادن افعال مادّى را ندارد. درست مانند صنعتگرى كه ابزار لازم براى عمل را از دست بدهد. ولى با بازگشت نفس به حال سابق و تعلق آن به بدن دوباره قوا و ادوات آن را به كار مىاندازد و در نتيجه مىتواند حالات و ملكات خود را بهواسطه افعال جديد به مرحلهاى فوق مرحله سابق برساند و تكامل تازهاى پيدا كند؛ بدون اينكه سير نزولى و عقبگرد از حال كمال به نقص و از فعل به قوّه كرده باشد. 1
در اينباره نيز حكيم «رفيعى قزوينى» مىفرمايد، فرق است بين تنزل عالى و رها كردن مقام اعلاى خود با اشراق عالى در مقامات نازله، و تجلى آن، مثل تمثل روحالقدس در لباس بشر در قصه مريم است.
توضيح اينكه اگر بگوييم در رجعت روح كه به بدن باز مىگردد تكاملش از نو شروع مىشود و آنچه را كه