60
( وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ ) همانا «
حق عليهم القول » است؛ يعنى مصداق قول درباره آنها تحقق مىيابد و اين مصداق با توجه به آيه ديگر: ( سَنُرِيهِمْ آيٰاتِنٰا فِي الْآفٰاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ) 1آيات خارقالعادهاى غير از آيات عادى سماوى و ارضى خواهد بود؛ آياتى كه بينندگان و شنوندگان خود را به خضوع و ايمان وا مىدارد؛ درحالىكه از مشاهده اين همه آيات سماوى و ارضى به نحو مكرر متنبه نگرديده، و مؤمن نشدهاند. از اين بيان معلوم گرديد كه ذيل آيه ( أَنَّ النّٰاسَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا لاٰ يُوقِنُونَ ) ، علت براى صدر آيه است و در اين صورت معناى آيه چنين مىشود كه چرا اين آيات خارقالعاده واقع مىشود؟ چون كه آنها به آيات [عادى سماوى و ارضى] ايمان نياوردهاند. 2
برخى ديگر گفتهاند:
منظور از ( وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ ) صدور فرمان خدا و مجازاتى است كه به آنها قول داده شده، يا وقوع رستاخيز و حضور نشانههاى آن است؛ نشانههايى كه با مشاهده آن هر كسى خاضع و تسليم مىشود و يقين پيدا مىكند كه وعدههاى الهى حق بوده و قيامت نزديك