58به داد تو برسد؟!»
ميثم نيز با يك دنيا ايمان و شجاعت پاسخ داد: «
بِالمِرصادِ لِكُلِّ
وَأنْتَ أحدُ الظَّلمة »؛ «پروردگار من، در كمين هر ستمكارى است و تو يكى از آنانى!» عبيدالله، در حالىكه سخت خشمناك شده بود، گفت:
تو با اينكه عرب نيستى، به اين مقام و مرتبه رسيدهاى؟! راستى! مولايت درباره اينكه من با تو چگونه رفتار خواهم كرد، چه خبرى داده است؟!
ميثم گفت:
مولايم خبر داده است تو مرا در فلان نقطه كوفه به چوبه دار مىكشى. من دهمين نفرىام كه اينگونه اعدام مىشوم. دست، پا و زبان مرا قطع خواهى كرد و من نخستين كسىام كه در تاريخ اسلام، به دهانم، بندْ زده خواهد شد.
عبيدالله گفت: «براى اينكه گفته مولايت درست درنيايد، تو را به چوبه دار خواهم كشيد. ولى...». ميثم گفت: «چگونه مىتوانى برخلاف گفته مولاى من رفتار كنى؛ درحالىكه او از پيامبر(ص) و آن حضرت به وسيله جبرئيل از جانب خدا سخن گفته است؟!» 1
بر چوبه دار شهادت
روزى اميرمؤمنان(ع) به ميثم فرمود:
اى ميثم! پس از مرگ من دستگير خواهى شد و بر چوبه دار آويخته