87نيازمند دليل است؟ در پاسخ خواهيم گفت كه واقع شدن فعل، در سياق شرط، افاده عموم مىكند. قاعده ثابت در اصول اين است كه هرگاه فعل، در سياق شرط واقع شد، معناى عموم از آن استفاده مىشود؛ زيرا فعل در معناى نكره است. چون نكرهاى را در بر دارد و نكره واقع در سياق نفى يا شرط، براى عموم وضع شده است. 1
ابنكثير در تفسير خود گفته است:
جمعى، از جمله شيخ ابونصر صبّاغ در كتاب «الشامل» داستان معروف عُتبى را يادآور شده كه گفته است: در جوار مرقد رسول خدا(ص) نشسته بودم كه عربى باديهنشين از راه رسيد (و خطاب به پيامبر) عرضه داشت: درود بر تو اى رسول خدا! شنيدهام كه خداى متعال مىفرمايد:
( وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً )(نساء: 64)
و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند(و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند) نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها، استغفار مىكرد، خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند.
و اينك من با استغفار از گناه به آستانت آمدهام و تو را در پيشگاه پروردگار خويش شفيع قرار مىدهم و سپس اين اشعارِ (يا خير من دفنت ...) را سرود، آنگاه عرب باديهنشين راه خود را در پيش گرفت و رفت و چشمان مرا خواب در ربود، رسول خدا(ص) را در رؤيا ديدم