86دلائل آنان آگاه گردند، بايد گفت كه فقها در اين زمينه به كتاب و سنت و اجماع استناد جستهاند.
1. دليل قرآنى
خداى متعال فرموده است:
( وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً ) (نساء:64)
و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند) به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها، استغفار مىكرد، خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند.
اين آيه شريفه، دوران حيات و رحلت رسول خدا(ص) را دربرمىگيرد و اگر كسى بخواهد آن را فقط اختصاص به دوران حيات آن بزرگوار بداند، سخن نادرستى گفته است؛ زيرا فعل، در سياق شرط افاده عموم مىكند و بالاترين صيغه عموم آن است كه در سياق شرط واقع گردد، چنانكه در «ارشاد الفحول» 1 و ديگر كتب آمده است.
علامه محقق آقاى عبدالله بن صديق الغُمارى گفته است:
آيه شريفه فوق، عام است و شامل دوران حيات و وفات پيامبر(ص) مىشود و اختصاص دادن آن به دوران حيات، نياز به دليل دارد كه در اينجا، دليلى وجود ندارد.اگر گفته شود: عموم از كدام قسمت آيه استفاده مىشود تا اختصاص دادن آن به دوران حيات، ادعايى باشد كه