34«نسايى» نيز آن را همينگونه روايت كرده است. «ابن سنى» در كتاب «عمل اليوم والليلة»، «ترمذى» در «الدعوات»، «طبرانى» در «الدعاء»، «حاكم» در «مستدرك»، «منذرى» در «الترغيب والترهيب»، «هيثمى» در «مجمع الزوائد» در نماز و دعاى حاجت، «نَووى» در «الأذكار» آن را آوردهاند. ديگران نيز معتقدند كه اين حديث از جمله ذكرهايى است كه به هنگام بروز حاجات، خوانده مىشود و ابن جزرى آن را در «العدة» در باب «صلاة الضُرّ والحاجه» 1 يادآور گشته است.
«قاضى شوكانى» در «تحفة الذاكرين» 2 مىگويد:
دليل توسّل به رسول اكرم(ص) در پيشگاه خداى عزّوجلّ در اين حديث وجود دارد، با اين اعتقاد كه فاعل، همان خداى سبحان است و عطاكننده و بازگيرنده، اوست؛ هرچه را او بخواهد شدنى است و هرچه را نخواهد، انجام نخواهد شد.
اگر بخواهيم نام حافظان روايت و پيشوايان بزرگ دين را كه از اين حديث معناى عامّ آن (دوران حيات و رحلت پيامبر) و از كاربردِ دعاى وارد در آن، توسّل به وجود اقدس رسول خدا(ص) را فهميدهاند، ببريم، بحث به درازا مىكشد.
9. «عثمان بن حُنيف» كه خود راوى اين حديث است، معناى عامّ آن (دوران حيات و رحلت پيامبر) را از حديث فهميده است. او فردى را كه قصد داشت بر «عثمان بن عفّان» وارد شود، به سوى او اعزام نمود تا وى را