236ج) البانى، در جايى گفته است: «اگر استاد جرح و تعديل او را نشناسد، چگونه ابن حبان از او شناخت داشته باشد؟»
پاسخ اين است كه پيش از ابنحبان، حافظ بزرگ، «ابوحاتم رازى» وى را مىشناخته است و سخن كسىكه چيزى را مىدانسته است بر كسىكه از آن موضوع آگاهى نداشته، حجّت است. هيچكس حتى كسىكه در مسائل ابتدايى جرح و تعديل وارد شده باشد، سخنى مانند گفته البانى بر زبان نياورده است.
د) در جايى ديگر گفته است: «(فرد ديگرى كه غير از عطيه آن را نقل كرده است) به جهت ناآشنايى راوى از او، ارزش و اعتبارى ندارد».
در پاسخ بايد گفت: اين سخن، اشتباه و نوعى گزافهگويى است؛ زيرا بين جمله «او را نمىشناسم» و حكم كردن بر راوى به ناآشنايى از او، تفاوت بسيار است.
حافظ در «اللسان» 1 در بيان شرح حال اسماعيل صفار مىگويد:
راه و رسم پيشوايان اهل حديث اين است كه در چنين مواردى مىگويند «او را نمى شناسيم» يا «به وضعيت وى آشنايى نداريم»، ولى حكم كردن به ناآشنايى با وى، بدون افزودن مطلبى ديگر، جز از كسىكه به وضعيت وى آشنايى كامل دارد، يا به گزاف سخن مىگويد، صادر نخواهد شد.
در اين زمينه، همين مقدار كفايت مىكند.
در نتيجه، خدشه و اشكالاتى كه بر حديث: «
اللهمّ إنّي أسألك بحقّ