234شيخ كوثرى، يك بار ديگر توثيق ابنحبان را معتبر دانسته است با اينكه به نادر بودن قول وى در اين خصوص، اعتراف دارد و پيشتر از او نقل شد. افزون بر اين، ابنمعين درباره ابنذكوان مىگويد: «او را نمىشناسيم.» بنابراين، اگر ابن معين كه خود، استاد جرح و تعديل است، ابنذكوان را نمىشناسد، ابنحبان چگونه از وى شناخت داشته باشد؟
بدينسان، روشن شد (فرد ديگرى كه غير از عطيه اين حديث را نقل كرده است) به دليل اينكه راوى، او را نمىشناسد، ارزش و اعتبار ندارد. بنابراين، خدشه ابوالفرج در اين حديث صحيح است و از ديدگاه فردى منصف، ترديدى در آن راه ندارد.
پاسخ اين است كه اين سخن در همه مراتب، داراى اوهام است.
الف) (نقل غير عطيه) به هيچ وجه متابعت و شاهد نيست و عبدالحكم، همان عبدالله قسملى است نه ابن ذكوان؛ زيرا ابن جوزى در «العلل المتناهية» 1 گفته است:
على بنعبيدالله، از على بناحمد بندار، از حسن بن عثمان بن بكران، از عبدالله بن عبدالرحمان عسكرى، از عبدالملك بن محمد، از سهلبن سعيد بن ابوتمام بن رافع، از عبدالحكم قسملى، از ابوصديق، از ابوسعيد، از رسول خدا(ص) روايت كرده است كه فرمودند: «كسانى را كه در تاريكى شب، رهسپار مساجد مىگردند، به نور كامل، در روز قيامت، مژده بده».
همين حديث را ابويعلى در «مسند» 2 از حديث عبدالحكم بن عبدالله